تبليغاتX
آرزو

 

دختر ها خيلي دوست دارند جاي پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جاي دختر ها باشند

 

يه دختر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه خودکشي ميکنه اما يه پسر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو ميکشه

 

دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره

 

اگر به يه دختر بگي دوست دارم فکر ميکنه تو چقدر خوبي و عاشقت ميشه اما اگر به يه پسر بگي دوست دارم فکر ميکنه تو چقدر بي جنبه و جواد هستي دست به هر کاري ميزنه تا از شرت

خلاص شه

 

 

دخترا با اينکه بيشتر از پسرا قوانين راهنمايي و رانندگي رو رعايت ميکنن اما خيلي بيشتر از پسرا تصادف ميکنن و در هر تصادف رد پاي يک دختر به چشم مي خوره

 

 

دختر ها از درس و مدرسه بيزارند ولي پسر ها از درس و مدرسه فراري هستند

 

 

اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعي مي کنيد با اون دختر آشنا بشيد ولي اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم مي خوريد!

که هم پسره و هم خواهرتون

رو سر به نيست کنيد

 

 

دخترا زندگي مشترک رو در عشق و صفا و صميميت مي بينن ولي پسر ها در غذا و و خواب و تخت خواب(نکته:منظور از تخت خواب عمليات قبل از خواب مي باشد)

 

 

يک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده ميشه اما يک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون يکي دوست دخترش صحبت ميکنه.

 

 

 

يک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه ديگه با هيچ پسري دوست نميشه اما يه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر ديگه دوست ميشه

 

 

 

اگر يه دختر به يه پسر نگاه کنه , پسره فکر مي کنه که خيلي خوش تيپه ولي اگر يه پسر به يه دختر نگاه کنه دختره فکر ميکنه که پسره چقدر بي چشم و رو هستش!

 

 

 

بعد از خوندن اين مطلب پسرا اول 2 دقيقه فکر ميکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقيقه نمي فهمند مي زنن زير خنده و ميگن خيلي باحال بود اما دخترا بعد از خوندن اين مطلب 2 ساعت حرص مي خورن و فکر ميکنن به شخصيت دختراي ايروني توهين شده و در نهايت چون مفهوم اين مطلب رو نفهميدن به من ميل ميزنن و فحش ميدن!!!!


+ نوشته شده توسط آرزو در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388 و ساعت 0:40 |
بچه ها من امسال کنکوریمدیگه از این به بعد زیاد نمیام.برام حسابی دعا کنیداااااااااااااااااااا
+ نوشته شده توسط آرزو در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 و ساعت 23:43 |

خانوما آقایون دسسسسستت.....      تولد بهترین داداشیه دنیااااااس

عشق آجی چند سال پیش ۳ بهمن اومد این دنیا تا بشه ماه روی زمین بالا خره زمینم یه ماه میخواد دیگه

آچچچچچییییییقیییییتم داداش گلم  

 

 

تولدت مبارک 

انشالله به همه ی آرزو های قشنگت برسی

+ نوشته شده توسط آرزو در سه شنبه یکم بهمن 1387 و ساعت 11:2 |
یادت را به باد میسپارم تا به گوش ابر برساند که چه بر من گذشت...تا شاید ابر دلش به درد آید و بگرید تا همیشه باران ببارد ولی دیگر ماهی نیست تا ابر را آرام کند ماهی نیست تا جلوی ابر با صبوری بایستد و بگوید گریه نکن!!یادت را به آب میسپارم تا زلالی عشقمان را معنا کند.یادت را به یاد میسپارم تا مرا از یاد نبری...همیشه یادت در خاطرم باقی می ماند کاش تو هم یادی خوش از من به یادگار داشتی کاش لحظه به لحظه ی خاطرات را آن طور بی رحمانه ورق نمیزدی کاش قصه ی مادربزرگ راست نبود کاش از او نمی شنیدم یکی بود یکی نبود....!!
+ نوشته شده توسط آرزو در جمعه یکم آذر 1387 و ساعت 22:16 |

 

روزهای مدرسه ... !

  

 

بعضی وقتها آدم هر چقدر هم که لجباز باشه بزور مجبور ميشه کاری رو که دوست نداره انجام بده. مثل رفتن به مدرسه... 

 

 

خوب در همچين مواردی آدم دچار عقده های سر کوفته ميشه

 و بالاخره اين عقده هايک جايی خودشونو بروز ميدن ديگه... 

 

 

البته اين اعمال شنيع عواقبی هم در پی دارند...

 

 

خوب ادب کردن بچه های بی ادب جزو واجبات است! 

 

 

از اونجا که ما موجود تاديب پذيری بوديم تا چند سالی ادب شديم

که از تمامی دست اندر کاران اين امر خطير کمال تشکر را داريم.

اما با ورود به دبيرستان هر چه اين اساتيد محترم رشته بودند پنبه شد

و نامه اعمال ما با يک سری موارد رنگين تر شد...

ـ تفريح سالم در کوچکترين فرصت حاصله
 
 

 

 

  تفريح با ناظمين زحمتکش مدرسه

 

 

ـ اظهار محبت و دوستی به بعضی از عابرين محترمی که

شانس عبور از زیر پنجرهکلاس ما رو داشتند! 

 

 

خوب بعد از اينهمه ماجرا آدم بايد يک فکری هم

واسه شب امتحانش بکنه ديگه... نه؟ 

 

 

 

اما بعضی وقتها هر چقدر هم که زرنگ باشی

 تمهيداتت با شکست روبرو ميشند و بايد به فکر چاره افتاد...

 ماهی را هر وقت از آب بگيری تازه است...   

 

خلاصه اينکه تاديب و تنبيه و تمهيد روی بعضی از موجودات دو پا اثر نداره. خوب ما هم يکی از اوناييم.

 

                                                              کاریکاتوریست : مهناز یزدانی


 

+ نوشته شده توسط آرزو در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 13:11 |
 

 

 

 

 

 

یک پسر اگه تا آخر عمرشم ازدواج نکنه هیچکی نمی تونه بهش چیزی بگه

چون حتی تو سن 50 سالگی هم میتونه بهترین کیس ها رو داشته باشه

ولی امان از روزی که یه دختر بشه 30 سالشو شوهر نکرده باشه!...

- یک پسر اگه همزمان 5 تا زن هم داشته باشه هیچکی نمی تونه

 بهش چیزی بگه ولی امان از روزی که یه زن شوهر دار .......

- یک پسر اگه طلاق بگیره بهش هیچی نمی گن و بد هم نگاش نمیکنن

 ولی به دختره میگن مطلقه و ... اوه اوه بد نگاه کردن که حداقل قضیه ست...!

- یک مرد اگه زنش بمیره همه میگن آخی بیچاره زنش

 ولی اگه یه زن شوهرش بمیره بازم میگن آخی بیچاره زنش!!

- همه پیرمرد های جذاب زیادی رو سراغ دارند

 ولی شما پیرزن جذاب سراغ داری؟؟؟

- اگه با ضریب خطای 1 درصد یک پسر خوشگل و یک دختر خوشگل

 از تو خیابون بیاری و جفتشونو دونه دونه بفرستی حموم بعد اینکه بیان بیرون

 تازه میفهمی کی واقعا خوشگله!

... و اما: طبق آخرین تحقیقات دانشمندان نسل بشر نه موقعی که

 اتمسفر تموم شه و نه موقعی که سوخت خورشید تموم شه و نه در

 هیچ حالت دیگه ای منقرض نمی شه بلکه تنها موقعی منقرض

میشه که لوازم آرایش تموم شه! چون دیگه چهره واقعی دخترها رو میشه

و دیگه هیچ پسری خر نمیشه با دختری ازدواج کنه و بچه دار شن!

 

 

 

+ نوشته شده توسط آرزو در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 و ساعت 13:56 |
 

 

 


 

چگونه جواد شویم

 

ابتدا بايد يك مقدار تغيرات در خودتان بوجود اوريد.
1-موها از بالا و پايين بلند باشد
2-يكي از تارها به صورت دلبري آويزان باشد
(اگر مي خواهيد خوب بايستداز اب دهان استفاده كنيد )
3-اگر فك شما بزرگ،دراز،پهن و..باشد بهتر است
4-تنها نشان مردانگي شما سبيل شماست مواضبش باشيد
طريقهً نشستن:
1-انداختن هرگونه تلا به شكل افراطي الزامي است
2-كمر صاف باشد(كمي قوس به جلو)
3- نشستن بر لب جدول زروري است .

ممكن است در ابتدا سخت باشد اما پس از تمرينات مداوم راحت تر مي شود
4-پيراهن هر چه دكمه كمتر داشته باشد بهتر است
يك دستكاه پخش موسيقي كران قيمت براي وسيله نقليه خود تهيه كنيد!
هنگام راه رفتن قطعا پاشنه پا روي زمين كشيده شود!
وسايلي كه در جيب شما الزاما بايد باشد:
1- چاقو ضامن دار 2-پنجه بكس 3-انگشتر 4-زنجير

(اين وسيله را در جيب خود پنهان كنيد)
شما بايد هنر هاي زيادي داشته باشيد

 (تك چرخ زدن با موتور و بيرون دادن دود سيگار به صورت اشكال هندسي)
واين هنر ها را گاه و بي گاه در معرض نمايش عموم بگذاريد!
براي اسم مغازه از اسامي باكلاس استفاده كنيد

 (كله and پاچه شاپ safdar)
بعد از برخورد با فردي تميز و خوش تيپ صريعا عكس العمل نشان دهيد

(سوسول ... آقا موشه..... از اتو شويي اومدي جيگر؟!)
در اخر سعي كنيد اطرافيانتان را خودتان از نو اسم گذاري كنيد!!

 

 

+ نوشته شده توسط آرزو در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 و ساعت 13:51 |
 

 

 

 

 

 

اگر از پسرهاي پشت كنكور بپرسيد براي چه مي‌خواهند به دانشگاه بروند

 جواب حقيقي آنها اين خواهد بود: دختربازي .


اگر از دخترها بپرسيد: میگویند براي انتخاب شوهر .


حالا تكليف اون خانواده بدبخت روشنه كه جوونشون را مي‌فرستند

 دانشگاه كه مثلا درس بخونه.

ميدونيد توي محيط دانشگاه چه خبره؟ نه؟ پس اينو بخونيد:



* سري به يكي ازخانه هاي دانشجويي پسرها ميزنيم .

سه پسر در گوشه اي مشغول پاستور بازي هستند و حسابي جر ميزنند.

 آنقدر حواسشان پرت است كه يادشان رفته غذا بالاي اجاق داردمي‌سوزد.


* حال سري به خوابگاه دخترها ميزنيم.

سه دختر ساعت 12 شب ملحفه‌ها را به هم گره زده‌اند

و ازپنجره‌ي اطاق مشغول كشيدن پسري به اطاق خودشان كه طبقه دوم است هستند.

 ناگهان صداي آژير پليس كه از آن نزديكي مي‌گذرد مي‌آيد

و دخترها از ترس ملحفه ها را ول مي‌كنند. پليس به طرف او مي‌آيد

و چند روز بعد به پسرك مي‌گويد ما اصلا شما را نديده بوديم.


* سري به يكي از كافي شاپهاي اطراف دانشگاه ميزنيم.

 يك پسر و دختر كنار هم مشغول حرف زدن هستند.

بعد از مدتي پسره با دادن قول ازدواج كردن دختره رو خر میکنه

 و شروع میکنن به حرفهای عاشقونه بعد از مدتي هم از هم جدا مي‌شوند

نه كك اين ميگزه نه اون.


* سر يكي از كلاسهاي درس هستيم 4 پسر پشت سر دختري نشسته‌اند

 و با تلاش زياد طوريكه نه دختره و استاد و نه بقيه دانشجويان بفهمند

 دارند با گچ پشت مانتوي دختره مي نويسند (من خرهستم).


* ماه رمضونه دانشجویان. صاحبخانه پسرها دلش به حال آنها مي‌سوزه

 و براي آنها سوپ مياره.

پسرها بلافاصله سوپ را در ظرفي از ظروف خودشان خالي مي‌كنند

 و براي دخترهاي دانشجوي همسايه مي‌برند كه بله، اينو ما پختيم.

 دخترها فكر مي‌كنند كه اينها ديگه آدم شده‌اند و با تعارف سوپ را مي‌گيرند.

 غافل از اينكه پسرها...


حقيقت اصلي دانشگاه اينه !!!!!!

 

 

 



 

+ نوشته شده توسط آرزو در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 و ساعت 0:53 |
 

 

 

 

 

 آشپزی

 

پسرها

توي ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن


دخترها

توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
توي ماهيتابه روغن ميريزن
توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود

آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده                             رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن
  صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون

و ميدون جلوي تلويزيون
سريع برميگردن توي آشپزخونه
تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده

 رو توي سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

 

 


+ نوشته شده توسط آرزو در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 و ساعت 0:51 |
 

 

 

 

 

 

فرق حمام کردن آقايون و خانمها


يك دختر در حمام
ساعت ۳ بعد از ظهر
1ـ لباساشو رو درمياره؟ رنگ روشن ها رو تو يك سبد

 و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره
2ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه؟ جلوي آيينه مي ايسته؟

 شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو؟ ميده بيرون و شروع ميكنه

 به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش
3ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو

 و صابون معطر مخصوص پوست صورت؟مو؟ بدن؟ كف پا و ... رو

 بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان
4ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده؟ پرپشت كننده؟ براق كننده و...

ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده
5ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره
6ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ۱۰۰ ميشماره
7ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه

 بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده

 وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه
8ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و

 شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب.

 بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي . آي ...
9ـ موهاش رو حسابي مي چلونه؟ حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش.

 تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه.

از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده؟

 احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته
10ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره.

 چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده
11ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه

و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت
12ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.

تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه
13- چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه
14ـ 90 دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه

يك پسر در حمام


1ـ همون طور كه رو تخت نشسته ؟ لباساشو ميكنه.

 هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق
2ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم
3ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو.

بازو ميگيره. فيگور چپ؟ فيگور راست؟ نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره؟

(اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)   

 مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه
4ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز؟ آبي؟ بنفش
5ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره
6ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه.

يه عالمه مو مي چسبه به صابون
7ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره
8ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا
9ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده؟

 آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش
10ـ چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و ميشاشه توش
11ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده.

 و همه فرش و كف خونه خيس شده.

( بيخيال...مامان خشك ميكنه)
12ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق
13ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ۱ دقيقه اي لباس مي پوشه



 

+ نوشته شده توسط آرزو در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 و ساعت 0:37 |


Powered By
BLOGFA.COM


document.onmousedown=click; ************************** خلاصه آمار سايت بازديد امروز: 25 بازديد ديروز: 44 افراد آنلاين: 1 بازديد کل: 492 »